ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)
39
لمعات الهيه (فارسى)
معلوليت است ، مگر اول سلسله كه بمعلوليت محضه و مسبوقيت صرفه موصوف است ، پس بايد سلسله زايده كه عبارت از مسبوقيات و معلولياتست ، منتهى شود تا سابق محض بهم رسد ، و تكافؤ در عدد حاصل آيد ، پس عدد سلسله ناقصه كه عبارت از سابقيات و علياتست ، نيز منتهى مىشود . زيرا كه تفاوت در ميانه آن دو سلسله متحقق نيست مگر بيكى ، و زايد بر متناهى به قدر متناهى - متناهيست ، و اين معنى خلاف فرض است ، و با وجود اين مثبت مدعاست . بعد از تمهيد اين مقدمات و تحقيق اين لمعات مىگويم : كه براهين عقليه و دلايل قطعيه بر اثبات واجب الوجود - - جل اسمه - كه اعظم مقاصد و اجل مطالب و اقصاى مآرب است از حكما و متكلمين و غير ايشان بسيار است ، بلكه فى الحقيقه براهين وجود او و دلايل ثبوت او لا تعد و لا تحصى است ، بلكه هرچيزيكه در عالم امكان متحقق است ، شاهد و گواه است بر تحقق موجودى كه بذاته و لذاته موجود و متحقق باشد ، و ساير اشياء از او ، و بسبب او ، و با وجود او ، موجود و متحقق باشند ، و بسوى اوست رجوع كل بحسب بدايت و نهايت . برگ درختان سبز ، در نظر هوشيار * هر ورقى دفتريست ، معرفت كردگار و بسوى اين دقيقه اشاره فرمودهاند سيد كونين و فخر عالمين ابى عبد اللّه الحسين « صلوات اللّه عليه فى الدارين » در دعاى عرفه بكلام معجز نظام خود « تعرفت الى فى كل شىء " فرأيتك ظاهرا فى كل شىء » يعنى شناسانده خود را به من در هرچيزى تا اينكه ديدهام ترا ظاهر در هرچيزى ، و معلوم است كه مراد از شناسانيدن در هرچيزى ايجاد اشياء است كه هريك مظهر و مرآتند از براى كمالات و صفات حقيقهء او و شاهد و گواهند بر ربوبيت و عظمت او . « پادشاهان مظهر شاهى او - عارفان مرآت آگاهى او » مراد از ديدن ، ديدن ببصر نيست ، بلكه ديدن به بصيرتست . نه اينست كه به بصيرت ادراك كنه ذات اقدس توان نمود هيهات هيهات ! ؟ در اين مقام عقول كامله و ذوات قدسيه و حقايق مجرده قاصر و بعجز و ناتوانى معترفند ، براهين عقليه قاطعه و دلايل نقليه ساطعه بر امتناع ادراك كنه ذات اقدس از براى غير خود قايم است ، و به زودى به بسط تمام مذكور خواهد شد و كافى است در اين باب كلام معجز نظام خاتم انبياء « عليه التحية و الثناء : ما عرفناك حق معرفتك » يعنى نشناختهايم ترا حق شناختنى ، و مراد از حق معرفت ، معرفت كنه ذات اقدس است ، و الا ، آن جناب اكمل عرفا بودند ، و سلسلهء